العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
330
شرح كشف المراد ( فارسى )
همچنان محال است كشته نشود و به علت ديگر غير كشتن بميرد و اگر بر فرض محال علم خدا تخلفپذير باشد و او كشته نشود احتمال آن هم هست كه اصلا نميرد و حق آن است كه علم خدا تخلفپذير نيست و همچنانكه مقتول بايد از دنيا برود بايد بكشته شدن برود و نظير آن علم خدا تعلق گرفت به كفر ابى لهب به اختيار خودش نه به جبر همچنانكه كافر مردن او حتمى است مختار بودن او هم حتمى است و آنكه گوسفندى را بكشد ضامن است يا انسانى را بكشد قصاص بايد كرد زيرا كه معصيت كردند و علم خدا به معصيت معصيتكاران رفع عقاب و ضمان از آنها نمىكند چون علم خدا تعلق گرفت كه قاتل معصيت مىكند و مقتول را مىكشد و ساير شبههها در قضا و قدر گذشت . نكته ديگر : اجل ممكن است براى مكلف لطف باشد چون مجبور كنند و يا مجبور كنند به ارزانفروشى و . . . زندگى شرط تكليف است و بىحيات كسى عمل به تكليف نمىتواند كرد و لطف آنست كه توانائى مكلف توقف بر آن نداشته باشد و اجل توانائى را از او سلب مىكند و تكليف معدوم مىشود امّا براى غير مكلف مثلا ظالمى كه مانع از كار خير مردم مىشود البته مرگش لطف است از طرف خدا چون اگر زنده نباشد مردم به خدا نزديك و از مخالفت دور مىشوند و در مرگ آن ظالم آسان عبادت مىكنند .